با کودک بهانه گیر چگونه برخورد کنیم؟

با وبلاگ دانزی همراه شوید تا درباره دلیل بهانه گیری کودک، نحوه برخورد با کودک بهانه گیر و کنترل بهانه گیری کودکان با هم صحبتی داشته باشیم.
بچهها مهارت عجیبی در بهانهگیری دارند و البته معصومیت ذاتیشان هم باعث میشود که این تواناییشان تأثیر لازم را بگذارد. فرض کنید که ما بزرگترها بخواهیم برای کارهایمان بهانه بیاوریم؛ در بهترین حالت کسی تحویلمان نمیگیرد و در بدترین حالت هم که خدا عالم است!
اما بههرحال بچهها نهایتاً بزرگ میشوند و دنیای واقعی هم میانه خوبی با بهانهتراشی ندارد. معلمهای دبیرستان و استادهای دانشگاه، رئیس شرکت، همسر و قانون، هیچکدام بهانهگیری را نمیپذیرند. برای همین است که ما هم نباید زیر بار بهانههای دلبندمان برویم؛ چون وظیفه ما پدر و مادرها این است که فرزندانمان را برای دنیای واقعی آماده کنیم. پس باید برای مقابله با بهانه گیری کودکان کاری بکنیم.
ویژگی های بچه های بهانه گیر
در خیلی از بچههای بهانه گیر میتوانیم شکایت مداوم از ناراحتیهای جسمی، مثل: دلدرد، سردرد یا گلو درد را ببینیم که بهویژه برای نرفتن به مدرسه، به آنها تظاهر میکنند. اگر بگذارید کودک در خانه بماند و به مدرسه نرود، علائم این «مثلاً بیماری» بهتر میشود! ولی از فردا احتمالاً دوباره روز از نو و روزی از نو.
بچههای بهانه گیر همچنین ممکن است ناراحتی و نارضایتیشان را با گریه کردن یا داد و بیداد راهانداختن نشان بدهند. بچههای بزرگتر احتمال دارد از خودشان رفتار تند یا پرخاشگرانه علیه پدر و مادر بروز بدهند، از بیرون آمدن از رختخواب امتناع کنند، حاضر به عوض کردن لباسها و آماده شدن برای رفتن به مدرسه نشوند، از خانه یا مدرسه فرار کنند یا هرازگاهی دورهای بدخلقی از خودشان نشان بدهند.
روانشناسی کودکان بهانه گیر
کمی به روانشناسی کودکان بهانه گیر بپردازیم. بهانهجویی کودک خیلی وقتها دلیل سادهای دارد: بچهها دوست ندارند با عواقب کارهایشان روبهرو شوند و به همین خاطر برای فرار از این عواقب، دست به دامن بهانههای مختلف میشوند. با آنکه این رفتار برای ما بزرگترها آزار دهنده است، ولی گاهی اوقات چارهای جز تحمل کردن آن نیست. اما قضیه زمانی جدی میشود که بهانهجویی بخواهد برای کودک به عادت تبدیل شود و او دائماً با بهانهتراشی از زیر بار مسئولیت در برود. هرچند هم که بچهای بیشتر از مسئولیتپذیری فراری باشد، بهانههای بیشتری جور میکند.
در روانشناسی، آن عامل اصلی که کودکان را به بهانهآوردن ترغیب میکند، «نفس» یا «مَنیَت» شکننده و آسیبپذیر آنها است. کنار آمدن با ضعف شخصی برای بچهها خیلی سخت است؛ چون آنها در فرهنگی بزرگسالانه حضور دارند که همیشه به یاد آنها میاندازد که تا چه اندازه آسیبپذیر و ناتوان هستند.

علت بهانه گیری کودک در سنین مختلف
طبیعتاً بهانه گیری کودک دو ساله با بهانه گیری کودک ۶ ساله تفاوتهایی دارد. در حالی که علت بهانه گیری کودک ۳ ساله برای نخوابیدن میتواند انرژی زیاد و میل به بازیگوشی باشد، در بچههای بزرگتر شرایط پیچیدهتر میشود. در این بین بهانهگیری برای نرفتن به مدرسه خیلی شایع است و میتواند در هر سن و سالی برای بچهها پیش بیاید. با این حال این مورد بیشتر در بین بچههای ۵ تا ۷ ساله و همینطور ۱۰ تا ۱۳ ساله دیده میشود. طبق تخمینها، در دنیا تا یک-چهارمِ بچههای مدرسهای دست کم در مقطعی از زندگیشان برای ننشستن سر کلاس درس، سراغ بهانهگیری میروند.
در بچههای کم سن و سال احتمال دارد چنین وضعیتی را بعد از تعطیلات یا بیماری مختصر ببینیم. دلیلش هم مشخص است: کودک مدتی را پیش خانواده بوده و به این وضع عادت کرده است. فوت یکی از بستگان، عوض کردن مدرسه، نقل مکان به خانه جدید و موارد دیگر هم ممکن است باعث بهانهجویی بشوند.
در کل، بهانهگیری، از جمله برای نرفتن به مدرسه، میتواند منشاء درونی یا بیرونی داشته باشد که طبیعتاً در هر کدامشان نحوه برخورد با کودک بهانه گیر فرق میکند. بگذارید درباره هرکدام توضیح کوتاهی بدهیم:
بهانه گیری با منشاء درونی
بهانهگیری، مثل خیلی از مشکلات دیگر، میتواند از درون آدم سرچشمه بگیرد. کودک ممکن است دچار اضطراب یا ترس باشد و مثلاً نگران ترک کردن پدر و مادر و حریم امن خانه بشود. شاید او فکر کند که اگر در خانه و پیش شما نباشد، اتفاق بدی برایش خواهد افتاد. او ممکن است بترسد که مبادا گم شود و بعد نتواند پیدایتان کند. حتی احتمال دارد که به این نتیجه رسیده باشد که در زمانی که پیش پدر و مادرش نیست، ممکن است آنها جان به جان آفرین تسلیم کنند!
مورد دیگر میتواند بهخاطر شرایط خاص خانوادگی باشد. طلاق، سوءاستفاده یا خشونت خانگی و موارد مشابه میتواند ترس دور شدن از خانه را در کودک ایجاد کند. چرا ترس از دور شدن؟ چون کودک میخواهد پیش والدین باشد تا از دعوای آنها جلوگیری کند و ضمناً بهانهای برای جلب توجه آنها داشته باشد. البته که عکس آن هم پیش میآید.

در مواردی، بعضی از کودکان بهخاطر اختلالهای یادگیری تشخیص دادهنشده، از رفتن به مدرسه دوری میکنند. خیلی از بچههای بزرگتر هم در خانه ماندن را جذابتر از نشستن سر کلاس درس میدانند؛ چون هرچه نباشد در خانه میتوانند بخوابند، از اینترنت استفاده کنند، پای تلویزیون بنشینند، با بازیهای ویدیویی سر خودشان را گرم کنند و به علایق دیگرشان برسند.
بهانه گیری با منشاء بیرونی
بهانهگیری میتواند منشاء بیرونی داشته باشد؛ یعنی از عوامل محیطی و اجتماعی سرچشمه بگیرد. در همین مثال مدرسه خودمان، کودک ممکن است از روبهرویی با موقعیتهایی مثل سوار سرویس مدرسه شدن، رفتن پای تخته یا صحبت جلوی معلم و جمع همکلاسیهایش مضطرب شود. در این موارد چون کودک از اشتباه کردن و اصطلاحاً ضایع شدن وحشت دارد، دنبال بهانه میگردد تا از این موقعیتها و کلاً رفتن به مدرسه اجتناب کند.
مسئله دیگر میتواند مشکلات بین آدمها باشد. نمونهاش: بعضی از بچههای کوچکتر ممکن است خودشان را زشت تصور کنند یا فکر کنند که هیچکس دوست ندارد با آنها بازی کند. گاهی هم پای بدرفتاری، تحقیر، زورگویی یا تهدید از سوی همکلاسیها در میان است. این مورد بهویژه برای نوجوانها زیاد پیش میآید و والدین و معلم باید برای مقابله با موارد شدید آن فوراً اقدام کنند.
هرچه نباشد، بچهها در این مقطع، کودکانی با تجربه نیستند؛ بلکه بیشتر، نوجوانهایی بیتجربهاند. اضافه وزن زیاد یا لاغری شدید هم ممکن است به اعتماد به نفس دانشآموزها آسیب بزند و بهانهگیرشان کند.
برای حل مشکلات درونی و بیرونی که به بهانهگیری کودک منجر شدهاند، شاید لازم باشد که به مشاور یا روانشناس کودک و نوجوان مراجعه کنید. پس در راه کنترل بهانه جویی های کودکان این مسئله را هم در نظر داشته باشید.
با کودک بهانه گیر چگونه برخورد کنیم؟
کودک بهانه گیر را چگونه کنترل کنیم؟ یک نکته مهم این است که بهجای آنکه درگیر بحث با فرزندتان بشوید، سعی کنید دنبال آن باشید که او مسئولیت کارش را بپذیرد. گاهی ما مچ بچهها را در وضعیتی میگیریم که همهچیز مثل روز روشن است، ولی آنها باز هم خودشان را به آن راه میزنند.
بهطورکلی برای کنترل بهانه گیری کودکان باید این مراحل را دنبال کنیم:
- وضعیتی را که با آن روبهرو شدهاید برای کودک بازگو کنید؛ مثلاً: «نصفهشبی کجا داشتی میرفتی؟»
- مشکل را بهطور ساده و واضح برایش توضیح بدهید؛ بهطور مثال: «توی این خونه، نصفهشبی بیرون رفتن قدغن است. تازه، کار خطرناکی هم هست.»
- عواقبی برایش در نظر بگیرید؛ مثلاً: «فردا اجازه نداری که با دوستانت بیرون بروی.»
درواقع میشود گفت که باید اوضاع را مثل محیطهای خشک اداری رفع و رجوع کنیم.
در ادامه به ۹ نحوه برخورد با کودک بهانه گیر اشاره میکنیم:
۱. مچ او را در حین بهانهگیری بگیرید
یکی از بهترین کارهایی که میشود کرد آن است که وقتی فرزندتان دارد تقصیر را گردن دیگران میاندازد یا قضا و قدر را مقصر میداند، درحالیکه تقصیر خودش است، مچ او را بگیرید و این حرکت نادرست را به او گوشزد کنید. مثلاً میتوانید بگویید: «به نظر میآید که به خاطر اشتباه خودت داری دوست را سرزنش میکنی.»
خلاصه، ورق را برگردانید و کاری کنید که فرزندتان متوجه شود از نظر شما، هر اتفاقی که بیفتد، باید جوابگوی رفتار و کارهای خودش باشد.
۲. روی رفتار فرزندتان تمرکز کنید، نه بهانهاش
مورد مهم دیگر در نحوه رفتار با کودک بهانه گیر این است که حواستان بیشتر به رفتار کودک باشد، نه به بهانهگیریهای او. رفتار مشکلساز را تشخیص دهید و برجسته کنید. آیا مشکل، کتککاری او با خواهر و برادرهایش است؟ یا آنکه طفره رفتن از انجام تکالیف درسیش؟
زمانی که مشکل را تشخیص دادید، بهطور صریح به آن اشاره کنید و از فرزندتان بخواهید که ازاینپس مراقب آن باشد. درباره چیزی که دیدهاید و اتفاقی که افتاده، واضح و مشخص صحبت کنید.
۳. گفتگوی مختصر و مفید
مکالمه را کوتاه و ساده نگه دارید. به رفتاری که مشکلساز شده اشاره کنید، درباره انتخاب نادرستش توضیح بدهید و سپس به او بگویید که چطور میشود انتخاب بهتری کرد.
بحث را به سمت اخلاقیات نبرید؛ وگرنه احتمالاً رشته کلام از دستتان در میرود و از موضوع اصلی که همان رفتار باشد دور میشوید.

۴. ماجرا را با فرزندتان مرور کنید
زمانی که اوضاع آرام شد، مروری بر ماجرا داشته باشید. مثلا اینطوری:
- شما: «بگو ببینم… اگه الان یکی با گوشی از ما فیلم میگرفت، توی ویدیوش چی میدیدیم؟»
- کودک: «اینکه خواهرم تبلتم رو گرفت و… من هم زدمش.»
- شما: «بهجای اینکه بزنیش، کلی کار دیگه میشد کرد. حالا چه کار میتونی بکنی تا دفعه بعدی همچین داستانی پیش نیاد؟»
- کودک: «نمیدونم، شاید تبلتم رو بالای کمد بذارم تا دستش بهش نرسه.»
- در این مرحله اگر ایدهای به ذهن کودک نرسید میتوانید کمکش کنید؛ مثلا به این شکل: «میتونی هم بیای پیش من و قضیه رو تعریف کنی تا فکری برایش بکنم.»
علاوه بر این، بازی نقشآفرینی یا همان نقش بازی کردن هم میتواند به کارتان بیاید. اینطوری میشود با فرزندتان تمرین کنید که دفعه بعد چه رفتاری باید داشته باشد. شما میتوانید برایش توضیح دهید که چه بگوید و چه بکند. نقش بازی کردن از ابزارهای مؤثر برای اصلاح رفتار است.
۵. مسئولیتپذیری را بهطور عملی به او یاد دهید
بهعنوان پدر و مادر این وظیفه ماست که برای فرزندمان حد و مرز تعیین کنیم، به او آموزش بدهیم و راهنماییش کنیم. بخشی از آموزش درست و غلط به واسطه رفتار خود ما انجام میشود.
اگر خطایی از شما سر زد، دنبال بهانه نباشید؛ در عوض همانطوری که از فرزندتان انتظار دارید، با اشتباهتان برخورد کنید، مثلاً یک چنین برخوردی: «امروز سر یه قضیهای، از سرِ کار اعصابم خرد بود. شرمنده، نباید سرت داد میزدم. دفعه بعد، قبل از اینکه پام رو توی خونه بذارم، باید یکم با خودم خلوت کنم تا آروم بشم.»
با این کارها مسئولیتپذیر بودن را به شکل عملی به دلبندتان نشان میدهید. میتوانید درباره راهحلی که برای دفعات بعدی به ذهنتان میرسد هم با او صحبت کنید.
۶. بهانههای کودک را زیر سوال ببرید
به این راه حل برای کودک بهانه گیر هم توجه داشته باشید: بر خودتان لازم بدانید که بهانههای فرزندتان و تفکرات اشتباه او را به چالش بکشید. اینکه بهانهها را نادیده بگیرید و تنها به رفتار او بپردازید، به معنای آن نیست که این رفتار دیگر از او سر نمیزند یا آنکه راه دیگری برای قسر در رفتن پیدا نمیکند.
زمانی هم که کودک رفتارش را اصلاح کرد و مسئولیت کارش را پذیرفت، به این کارش توجه نشان دهید و بگذارید بداند چقدر از اینکه بهانهگیری نکرده راضی هستید.

۷. خونسرد و منطقی باشید
آرام و منطقی باشید تا بازیچه احساسات نشوید و پایتان به جروبحث کشیده نشود. این طوری خیالتان راحت خواهد بود که از هدفتان که اصلاح رفتار کودک است، دور نمیشوید.
پیش فرزندتان بنشینید و درباره اتفاقی که افتاده صحبت کنید. کارهایی را که از او سر زده، مرور کنید و مثلاً بگویید: «برادرت رو هل دادی. در خانه ما، این کارها هیچ جای دفاعی ندارد. دفعه بعدی که از او عصبانی بشوی، چطور باید ماجرا را فیصله بدهی؟»
در مورد اجرای عواقب هم خشک و منطقی باشید. عواقبی که در نظر میگیرید باید تأثیر لازم را داشته باشد و کودک را ترغیب کند که رفتار اشتباهش را تصحیح کند.
۸. از کودک بخواهید اشتباهش را جبران کند
زمانی که دلبندتان به اشتباهش پی برد، اگر شرایطش فراهم بود بگذارید تا خطایش را جبران کند.
تفاوت میان عذرخواهی و جبران کردن را که میدانید؟ عذرخواهی نشاندهنده پشیمانی از اشتباه است، ولی جبران کردن از آن فراتر میرود؛ چون که تصحیح اشتباه و جبران خسارتی است که به دیگری زدهایم. جبران محدود به پوزش کلامی نیست. برای این کار مثلاً باید اسباببازی جدیدی بهجای اسباببازی خراب شده بخرد یا وظایف برادر-خواهر در خانه را یک روز بهجای آنها انجام دهد.
این کار شاید اوایلش برای کودک دشوار باشد، اما زمانی که یادش بگیرد برایش آسانتر خواهد شد. اگر اوضاع خوب پیش برود، بهمرور رفتار بهتری را از کودک خواهیم دید و دیگر زیاد پیش نخواهد آمد که او بخواهد چیزی را جبران کند.
۹. یادآوری کنید که کنترل رفتارش دست خودش است
اینکه به فرزندتان یادآوری کنید که همه ما قدرت انتخاب داریم، به او احساس مسئولیتپذیری میدهد. این ما هستیم که تصمیم میگیریم از قوانین پیروی کنیم یا نقضشان کنیم. در هر لحظه میشود انتخاب درست داشت یا اشتباه انتخاب کرد.
اگر دختر نوجوانتان پیش دوستانش است و میبیند که دیر به خانه میرسد، این انتخاب را دارد که پیامکی برایتان بفرستد یا با شما تماس بگیرد و این موضوع را اطلاع بدهد. اما اینکه به خاطر دیر رسیدن به خانه بخواهد دوستانش را مقصر بداند بهانهی موجهی نیست. او مثل هر انسان دیگری قدرت انتخاب دارد.
نکات مثبت بهانه گیری کودکان
بهانهگیری با آنکه عادت ناپسندی است، ولی میتواند فوایدی هم برای بهانهگیرهای بزرگ و کوچک داشته باشد. چند نمونه از فواید احتمالی بهانهگیری عبارت هستند از:
- مراقبت از عزتنفس و اعتماد به نفس خود
- حفظ انگیزه
- حفظ استحکام روابط
- کاهش سرزنش خود، احساس گناه و عذاب وجدان که میتواند احتمال اضطراب و افسردگی را کم کند.
ولی ترجیحاً اینها را از ما نشنیده بگیرید! بههرحال خوبیهایش به بدیهایش نمیچربد.
خُب نظرتان چیست؟ به نظر شما روش دیگری نیز برای بهانهگیری کودکان را کنترل کنیم؟ لطفا برای ما در قسمت نظرات بنویسید و خوشحال میشویم که این مقاله را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
منابع:
psychologytoday